تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"

{از سال 89 تا 94 توی بلاگفا می‌نوشتم. بعدش بلاگفا هیولا شد و نوشته‌هام رو قورت داد. منم کوچ کردم به اینجا }

بایگانی

۷۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیلم» ثبت شده است

- Do you think you have a good life?

+ Yeah. I think so.

- good. I hope you always have a good life.

But as you get older, you might start to find that things get harder.

The world isn't always a kind place.

This is us/2016



۲۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۳:۴۳
.

۲۳ فروردين ۹۸ ، ۱۸:۲۴
.

۱۵ فروردين ۹۸ ، ۱۹:۰۷
.

فیلم «وجدا» رو الان دیدم. اولین فیلمی هست که ساخته‌ی عربستان سعودیه محصول 2012. درباره‌ی کلیشه‌های جنسیتی توی عربستانه. فیلمی که عمیقا غمگینم کرد. چون مشکلات زنانی که به تصویر کشیده بود مختص عربستان نبود. انگار مشکلات زنان ایرانی هم بود!


۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۱
.

+ چرا آدمای خوب، آدمای بدی رو واسه‌ی رابطه‌شون انتخاب می‌کنند؟
_ ما عشقی رو که فکر می‌کنیم لایقش هستیم، می‎‌پذیریم.

+ می‌تونیم بهشون بفهمونیم که بدونند لایق عشق بهتری هستند؟
_ می‌تونیم سعی کنیم تو این مورد.


۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۳:۰۳
.
هیچی نمی‌تونم بگم، جز این‌که عالی بود. عالی...

۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۹
.

بعد از مدت‌ها، از ته دل به یه فیلم طنز ایرانی خندیدم!


۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۶
.

بعد از ماه‌ها و سال‌ها انتظار برای پیدا کردن‌اش، بعد از استپ زدن‌های نیمه‌شب کنار بساط فیلم فروشان سر خیابان‌ها، بعد از سرچ کردن‌های زیاد بلاخره موفق به یافتن‌اش شدم...بعد از ممنوعیت اکران فیلم " من عصبانی نیستم" ولوله‌ای به جانم افتاد که این فیلم را ببینم. حالا فیلم را پیدا کرده‌بودم و منتطر بودم ببینم برای چه موردی ممنوع الاکران شده بود...

بعد از دیدنش بیشتر از قبل به شرایط کشور ناامید شدم و تمام یک ساعت و خرده‌ایِ فیلم انگار یکی ناخن‌ش رو روی دیوار می‌کشید...
پ.ن: بچه ها این فیلم رو داداشم از کسی گرفت. نمیدونم اون از کجا گرفته.

۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۱
.

" داس" بقولی بچه حزب اللهی و مذهبی گروه بود. اگه همه برای وطن دوستی شون اومده بودند وسط میدون جنگ، داس برای ایمانش اومده بود. قسمم خورده بود دست به تفنگ نزنه و نزد. برای عقایدش مسخره شد، تحقیر شد، کتک خورد، زندان رفت و هزارتا مکافات دیگه اما جا نزد. قهرمان اصلی جنگ شد. تا آخرین توانش وایساد و کمک کرد. تک و تنها. وقتیم وقت پیدا میکرد انجیل رو درمیورد و میخوند. سکانس آخر فیلم همه ی سربازا و فرمانده وایسادند و داس داره دعا میکنه. ارشد دستور حمله میده. بهش میگند باید صبر کنیم دعای داس تموم بشه. همه به " ایمان" داس ایمان اوردند... وقتی به چیزی ایمان دارید، اون چیز شوخی بردار نیست. تمام فیلم میخواست همینو بگه...یه کاری کنید همه به "ایمان"تون ایمان بیارند...همین...

این فیلم جزء بهترین فیلمایی بود که من دیدم. بدون اغراق...

موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۲۶
.

این دونفر، تنها افرادی هستند که به سر من هوس عاشق شدن می‌ندازند!


۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۶
.