تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"


از وقتی بلاگفا به بیماری حذف آرشیو دچار شد،بعد از شش سال او را ترک کردم و به اینجا پناه آوردم...
لینک کوتاه شده ی وبم برای بلاگفا:http://goo.gl/6rPCvr

آدرس قبلیم:atiyee.blogfa.com

پاداش برای بابا. بابا برای پاداش.

شنبه, ۱ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ب.ظ

صبح‌های قبل از علی‌الطلوع بابا جوری می‌ایستد پایین پله‌ها و برای نماز مرا صدا می‌کند که تا قبل از آن هیچوقت چنین لحن و گفتاری را از او ندیده‌ام. این را همین چند وقت پیش فهمیدم. تا قبل از آن فکر می‌کردم در خلسه‌ی خواب و بیداری آن کلمات را می‌شنوم یا شاید در یک خواب ناز و دیدن یک رویای نزدیک به واقعیت هستم. پایین پله‌ها می‌ایستد و جوری مهربانی‌اش را بر روی زبانش می‌آورد که بارها به سرم زده صدایش را ضبط کنم. "عطیه جونم! آ قربون قدت. پاشو دیگه!"

توجهی نمی‌کنم. صدا باز می‌آید. بدون ناامیدی و حتی با لحنی دوچندان عطوفت‌بار جملات را ادا می‌کند:

"عطی جونم! تپل من! پاشو نمازت قضا می‌شه‌ها!"

دل کندن از رختخواب سخت است. اما این دلیل عدم نمایان کردنم به بابا نیست. ادای مهربانی‌اش در قالب کلماتی که شنیدشان باعث می‌شود تا لنگ ظهر بخوابم و گوش‌دادن به تمام عشقی که تا قبل از آن، آن‌ها را در قالب کلمات در مسیج‌ها و نامه‌هایش خوانده بودم، باعث می‌شود روی تخت بنشینم و گوشم را تیز کنم. انگار‌ شنیدن چند دقیقه‌شان‌ با گوش‌های تازه از خواب بیدار شده، به آن خواندن‌های سال‌های گذشته، اعتبار می‌بخشد.

صدا صبورانه ادامه دارد.

باید برای چنین صبر و رأفتی پاداش داشته باشم.

بیدار شدن و اولین سلام صبحگاهی انگار که بزرگ‌ترین و در عین حال ناچیزترین پاداش و شادباش من برای بابایی‌ست که صبح‌ها از بیان عشقش خجالت نمی‌کشد و آنها را صادقانه به زبان می‌آورد...

مثل پیرزنی که برای تبریک شادباش ازدواج پسر پادشاه، تنها گلدان شمعدانی طاقچه‌ی خانه‌ی کاه‌گلی‌اش را می‌برد...

_عطی جونم بیدار شو.

+بیدار شدم بابا. سلام.

۹۷/۱۰/۰۱
عطیه میرزاامیری

نظرات (۶)

من خیلی وقتا صبح با صدای نمازخوندن بابام بیدار میشم. بیدارمون نمی‌کنه، ولی صداش هست:)
پاسخ:
چه قشنگ
۰۱ دی ۹۷ ، ۲۳:۱۷ محبوبه شب
مامانم وقتی می خواد بیدارمون کنه داد و فریاد که پاشین نماز قضا شد! (در صورتی که کم پیش میاد نمازمون قضا شه!) و یا اینکه در حال رفت و امد، میگن پاشین نماز، ولی نقطه مقابل شون پدرم هستن
دقیقا مثل تو که میگی صدای پدرت این وقت صبح خیلی دلبره و تا حالا چنین لحنی نشنیدی، برای منم همینطوره. شاید باورت نشه ولی با صدای مادر و این حرکاتشون : ))) بیدار نمیشم ولی همین که پدر، کف دستشو میذاره روی گونه م و میگه خوشگل بابا، پاشو، بیدار میشم
البته اینم بگم که در سال شاید سه چهار بار پدر بیدارمون کنه چرا که معمولا نماز می خونن و میرن سرکار :|

خداوند همه مامان باباها رو زیر سایه امنش حفظ کنه
پاسخ:
ای جانم
۰۲ دی ۹۷ ، ۰۰:۱۳ بوبک جان
باید این مرد رو ازش کلی کپی ساخت پخش کرد تو دنیا :)
قدرشو بدون.
پاسخ:
سلامت باشی
خدا همه مامان باباها رو سالم و سربلند نگه داره
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۳ رضا پیران
خودم بهتر از همه می دونم که اهل کامنت گذاشتن نیستم، ولی این پست فرق داشت. خواستم بگم این پست فرق داشت، خیلی خوب بود.
پاسخ:
ممنون آقای پیران:)

چیزی که می خواهم به دیگران، به خصوص به جوان ها بگویم این است که باید سریع حرکت کنید، خیلی سریع، ریسک پذیر باشید و جاه طلب، سعی کنید قدم های بزرگ بردارید، از انجام کارهای بزرگ نترسید، بهتر است کاری را امتحان کنید و در آن موفق نشوید تا این که همیشه در حسرت انجام دادن آن کار بمانید!

مارک زاکربرگ

پاسخ:
ربطش چی‌ بود به این پست؟
۰۸ دی ۹۷ ، ۱۵:۳۱ مهدی صالح پور
با این کارشون توقعات رو از همسرِ اینده بالا می‌برن فقط! :))
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی