تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"


از وقتی بلاگفا به بیماری حذف آرشیو دچار شد،بعد از شش سال او را ترک کردم و به اینجا پناه آوردم...
لینک کوتاه شده ی وبم برای بلاگفا:http://goo.gl/6rPCvr
کانال:@atiyeemirzaamiri
اینستاگرامم:atiyemirzaamiri
آدرس قبلیم:atiyee.blogfa.com

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هایلایت» ثبت شده است

وقتی درمانده میشوم این حدیث قدسی می آید در سرم.ذهنم.انگار یک نفر پشت سرم برایم مدام تکرار میکند:

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی أحبّنی و من أحبّنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فأنا دیته؛ هر کس در جست‌وجوی من باشد، مرا می‌یابد و هر کس مرا بیابد، مرا می‌شناسد و هر کس مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر کس مرا دوست دارد، به من عشق می‌ورزد و هر کس به من عشق بورزد، من نیز به او عشق می‌ورزم و من به هر کس عشق بورزم، او را می‌کُشم (و شهید می‌کنم) و من هر کس را بکُشم (و شهید کنم)، دیة او با من است و دیة هر کس با من باشد، من خودم دیة او می‌شوم...


حالا درمانده شده ام...

۱۴ دی ۹۵ ، ۲۰:۵۸
عطیه میرزاامیری

- دلت گرفته؟

+آره.

- دل همه میگیره.دل داشته باشی میگیره دیگه.

یا رفیق من لا رفیق له...

میخوای ی راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه؟

مثل من چشمات رو ببند.د ببند دیگه.

چی میبینی؟

+هیچ کس.

- هیچ کس قشنگه دیگه.هیچ کس همه کسه.همه کس هیچ کسه...

یک تکه نان

کمال تبریزی

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۵ ، ۱۳:۴۳
عطیه میرزاامیری

.

پست ترین شخص،فردی ست که عشق را در انسانی بیدار کند،بدون اینکه قصد دوست داشتن آن را داشته باشد...

باب مارلی


۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۳
عطیه میرزاامیری

انگشت به لب
مانده ام از قاعده ی عشق
 
ما یار  ندیده
تب معشوق کشیدیم ...

#صائب_تبریزی

۱۶ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۲۹
عطیه میرزاامیری

از کانال "یک پدر کم تجربه":


من اگر خدا بودم سوره‌ای نازل می‌کردم با نام «چاق‌ها» و در آیه‌ی اولش می‌نوشتم ایمان بیاورید به دوست داشتنی بودن و مهربانی چاق‌ها

 

۱۳ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۲۵
عطیه میرزاامیری

راستی
 آن پیرزن تنهایی که توی کوچه ی ما
 همیشه ی خدا از لای در خانه شان چشم به راه  پسرش بود، مُرد.

+نمیدونم نویسنده ش کیه

۰۴ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۵
عطیه میرزاامیری


ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﺮﻳﻦ ﺯﻥ ﺩﻧﻴﺎ ﻫﻢ،
ﺩﺳﺖ ﺧﻄﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﻮﻳﺴﺪ ﺑﺮﺍﻳﺶ :
"ﺯﻭﺩ ﺑﺮﮔﺮﺩ
ﻃﺎﻗﺖ ﺩﻭﺭﻱ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ ".
ﺯﻥ ﻫﺎ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ :
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ
ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺭﺍ
ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ..
ﺯﻥ ﻫﺎ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ !
ﺩﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﯿﭙﯿﭽﻨﺪ؛
ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺩﺭﺩ ﯾﮏ ﺯﻥ،
ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﺍﺷﮑﯿﺴﺖ
ﻭ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﺻﻔﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻳﺎﺑﻨﺪ


ﻫﻮﺷنگ ابتهاج

۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۱۳
عطیه میرزاامیری

تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانی
هیچ کس نمی‌‌داند
هیچ کس جز خودم و همان خدایی که دیگر دوستم ندارد و دیگر دوستش ندارم.
مثلِ یک پلنگِ وحشی با خودم دست و پنجه نرم می‌کنم
خودم با خودم حرف می‌‌زنم
می گذارم یک دیوانه که خودش را به زور در سرم جا داده نصیحتم کند.
 
شب‌ها،
 این شب‌هایِ تاریکِ طولانیِ بی‌ پدر،
حرف‌های تو،
آخرین حرف‌های تو،
شکلِ یک سگِ هار می‌‌شوند
سگی‌ که وحشی تر از قبل وجودِ نازکِ مرا می‌‌درد
و می‌‌درد
و می‌‌درد...
و من باز هر شب بیشتر دوستت دارم.
 
و صبح که خسته و خون آلود و دلتنگ و کلافه بیدار می‌‌شوم
هنوز آرزو می‌کنم فراموشت کنم.
چنگ می‌‌زنم به ته مانده ی اراده‌ای که دارم
به آخرین قطره‌های غرورم التماس می‌کنم
التماس،
التماس،
التماس...
 
کسی، چیزی، نیرویی، باید مرا از مراجعه
از تکرارِ یک اشتباه باز دارد.
کسی‌ باید مَنع‌م کند از این عشق
از این حس ِ مسموم
از این حقارتِ پی‌ در پی‌ که تو دچارم می‌کنی‌
کسی‌ باید مرا از این وابستگی
از این دلبستگیِ بیهوده یِ شرم آور نجات دهد
... آه بیزارم از خودم
بیزااار
بیزاااار.
+نیکی فیروز کوهی

۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۷
عطیه میرزاامیری

تو بیش کُنی کم را
از دل ببَری غم را

مولانا

۰۹ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۰
عطیه میرزاامیری

غم

نام کوچک همه ی چیزهاست

وقتی غم را صدا میکنی

همه باز میگردند...


#پوریا عالمی

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۹
عطیه میرزاامیری