تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"


از وقتی بلاگفا به بیماری حذف آرشیو دچار شد،بعد از شش سال او را ترک کردم و به اینجا پناه آوردم...
لینک کوتاه شده ی وبم برای بلاگفا:http://goo.gl/6rPCvr

آدرس قبلیم:atiyee.blogfa.com

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیلم» ثبت شده است

یعنی واقعا من موندم نویسنده ی این فیلم،چه فکری در مورد دخترای شهرستانی اونم از نوع پزشکی خونش!کرده که نشسته این فیلمنامه رو سرهم کرده!مطمئنن کسی که وارد زندگی خوابگاهی نشده باشه یا اگه همکلاسی شهرستانی نداشته باشه،با دیدن این فیلم واقعا میترسه ازینکه بچه ش رو بفرسته یه شهر دیگه یا فکر میکنه کسایی که توی شهرای بزرگ درس میخونن،همش در حال گول خوردن هستن!!!!اگه این فیلم رو دیدید که هیچی!اگه ندیدید به هیچ وجه سمتش نرید.دیدن تام و جری نتیجه ی معقولانه تری داره نسبت به این فیلم!



۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۵
عطیه میرزاامیری
مرد ایده آلم را(هم ظاهری هم اخلاقی) در این فیلم پیدا کردم!!!


۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۲۰
عطیه میرزاامیری

یه جایی از فیلم هست که راوی میگه: گتسبی جوری دیزی رو نگاه میکرد که هر دختری دلش میخواد معشوقش اینجوری نگاش کنه!...راست میگه.دخترا دوست دارن کسی که دوستش دارن،اینجوری بهشون نگاه کنه.

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۲
عطیه میرزاامیری

تمام مدتی که  این فیلم عجیب را میدیدم؛به یاد دوست قدیمی ام بودم که ناگهان بعد از بیست و پنج سال دختر بودن،پسر شد...این فیلم خوب را ببینید و نگاه تان به دو جنسه کمی عوض شود.کمتر از آنها خرده بگیریم یا از دیدنشان چندش مان شود.

۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۴
عطیه میرزاامیری

اگه حوصلتون سررفته بود و هوس سینما کردید،برید این فیلم رو ببینید.ولی اگه کلا بین کافه رفتن،پیاده روی،خرید و... با سینما رفتن، تردید داشتید من بهتون پیشنهاد میکنم برید پیاده روی....در کل دیدن این فیلم ضرری نداره،ندیدنش هم همینطور...نمره ی بالای بازیگری این فیلم رو هم من به پگاه آهنگرانی میدم...همین دیگه...

۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۳۸
عطیه میرزاامیری

از کل قسمت ها و سکانس های فیلم me before you آنجاهایی را دوست داشتم که کلارک به ویل میگفت:"یه حرفی بزن".این سوال بی مقدمه که خیلی وقت ها خودم از خیلی ها میپرسم.وقت هایی که حالم خوش نیست برمیگردم و به هرکسی که اطرافم هست و یا میدانم پشت گوشی حاضر است میگویم:"یه چیزی بگو.هرچی".و خب در بیشتر مواقع چیزهایی را میشنوم که نباید.چیزهایی که حالم را هیچ تغییری نمی دهد."نمیدونم چی بگم" "دستم بنده" "آخ ببخشید گوشیم نبود پیشم" "باز تو این سوال رو پرسیدی" "چی بگم آخه؟" "پول میخوام"...خب درست است که این بین توقعی نباید باشد که دیگران مجبور باشند با حرفی،یادداشتی،عکسی،شعری،آهنگی حالم را روی مدار سینوسی به بالا پرتاب کنند...چیزی که میخواهم بگویم این است که به قسمت هایی که کلارک و ویل بی مقدمه به هم میگفتند"یه حرفی بزن" حسودی میکردم.حسودی همراه با یک حس خوب.که آنها هم شبیه به من ازین دست سوالات تقریبا احمقانه میپرسیدند.با این تفاوت که برای آنها شخص خاصی وجود داشت که برای پرسیدن این سوال،دست روی آن یک نفر بگذارند! و چیزی بشنوند که حالشان را خوب میکند.هرچند یک کلام مزخرف...

"یه چیزی بگو.هرچی"....

۱۲ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۷
عطیه میرزاامیری

you should try the scent called Papillons Extreme.

I always did think it would smell great on you.

There are a few things  I wanted to say and couldnt

.....

live boldly, Clark

push yourself

Dont settle

knowing you still have possibilites is a luxury

...

you are scored on my heart Clark



موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۴
عطیه میرزاامیری

اگه کارگردان قبل از اینکه این فیلمو بسازه، داستان رو با من در میون گذاشته بود احتمال زیاد بهشون میگفتم که به جای اینکه پولشون رو بریزند تو چاه و فیلم به این مزخرفی رو بسازند،یه وانت میوه بخرند ،برند سر چارراه ها بدند به بچه های کار!هم کار قشنگی بود، هم پولشون حروم نمی شد و هم یکی دو نفر خوشحال می شدند.در یک کلام بخوام توصیف کنم فیلم رو:وقت تلف کن ِ بی مزه!

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۲
عطیه میرزاامیری

نکته:خیر موضوع فیلم را لو نداده ام.با خیال راحت بخوانید.

نرگس آبیار با فیلم"شیار 143 "حسن نیت و اعتماد برخی یا بهتر است بگویم اکثر مخاطبان را به خودش جلب کرد.از انتخاب بازیگران گرفته تا موضوعی که با تمام کلیشه ای بودنش جذاب بود و ببیننده را تا انتهای فیلم میخکوب میکرد.پس با اکران "نفس" من میل و انگیزه ی بیشتری برای دیدن پیدا کردم."نفس"فیلمی ست سراسر ،سر زندگی.فیلمی که زندگی در آن جریان دارد.تمام حالات،صحنه ها،غم ها،شادی ها،گرسنگی و حتی کتک خوردن هایی که در فیلم میبینیم چنان طبیعی ست که آدم با هر صحنه و با هر رویارویی با این حالات، از ته دلش هم میخندند و هم بغض میکند و در آخر اشک میریزد.که این طبیعی بودن ِ فیلم را مدیون بازی بسیار قوی تمام بازیگران فیلم هستیم...همانطور که اشاره کردم فیلم ِ قبلی آبیار موضوعی کلیشه ای داشت که خب باید بگویم "نفس" هم ،چنان موضوع دست اولی نداشت اما آنقدر این فیلم حرف برای گفتن داشت و دیالوگ های زیبایی در طول فیلم وجود دارد که مخاطب بدش نمی آید حتی دوباره هم روی صندلی های سینما بنشیند و محو فیلم شود.گریم عالی،انتخاب بازیگران فوق العاده،صحنه های ویژه و فیلمبرداری منحصر بفرد از ویژگی های قابل ذکر می باشد.و همچنین از نکات مثبت ِ دیگر این فیلم این است که گروه سنی نوجوان و حتی کودک را هم میتواند با خود همراه کند...خلاصه ی کلام اینکه فیلم کاملا طبیعی بود.و خیلی طبیعی تر مخاطب را درگیر خود میکرد...از دیدنش غافل نشوید...


موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۰
عطیه میرزاامیری

تا شونزده مهر فرصت دارید بلیط بگیرید و برید این نمایش را با بازی فوق العاده و حرفه ای پارسا پیروزفر ببینید...

اطلاعات بیشتر هم از خرید بلیط در سایت تیوال هست...

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۷
عطیه میرزاامیری