تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"


از وقتی بلاگفا به بیماری حذف آرشیو دچار شد،بعد از شش سال او را ترک کردم و به اینجا پناه آوردم...
لینک کوتاه شده ی وبم برای بلاگفا:http://goo.gl/6rPCvr

آدرس قبلیم:atiyee.blogfa.com

۴۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیلم» ثبت شده است

هیچی نمی‌تونم بگم، جز این‌که عالی بود. عالی...

۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۹
عطیه میرزاامیری

بعد از مدت‌ها، از ته دل به یه فیلم طنز ایرانی خندیدم!


۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۶
عطیه میرزاامیری

بعد از ماه‌ها و سال‌ها انتظار برای پیدا کردن‌اش، بعد از استپ زدن‌های نیمه‌شب کنار بساط فیلم فروشان سر خیابان‌ها، بعد از سرچ کردن‌های زیاد بلاخره موفق به یافتن‌اش شدم...بعد از ممنوعیت اکران فیلم " من عصبانی نیستم" ولوله‌ای به جانم افتاد که این فیلم را ببینم. حالا فیلم را پیدا کرده‌بودم و منتطر بودم ببینم برای چه موردی ممنوع الاکران شده بود...

بعد از دیدنش بیشتر از قبل به شرایط کشور ناامید شدم و تمام یک ساعت و خرده‌ایِ فیلم انگار یکی ناخن‌ش رو روی دیوار می‌کشید...
پ.ن: بچه ها این فیلم رو داداشم از کسی گرفت. نمیدونم اون از کجا گرفته.

۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۱
عطیه میرزاامیری

" داس" بقولی بچه حزب اللهی و مذهبی گروه بود. اگه همه برای وطن دوستی شون اومده بودند وسط میدون جنگ، داس برای ایمانش اومده بود. قسمم خورده بود دست به تفنگ نزنه و نزد. برای عقایدش مسخره شد، تحقیر شد، کتک خورد، زندان رفت و هزارتا مکافات دیگه اما جا نزد. قهرمان اصلی جنگ شد. تا آخرین توانش وایساد و کمک کرد. تک و تنها. وقتیم وقت پیدا میکرد انجیل رو درمیورد و میخوند. سکانس آخر فیلم همه ی سربازا و فرمانده وایسادند و داس داره دعا میکنه. ارشد دستور حمله میده. بهش میگند باید صبر کنیم دعای داس تموم بشه. همه به " ایمان" داس ایمان اوردند... وقتی به چیزی ایمان دارید، اون چیز شوخی بردار نیست. تمام فیلم میخواست همینو بگه...یه کاری کنید همه به "ایمان"تون ایمان بیارند...همین...

این فیلم جزء بهترین فیلمایی بود که من دیدم. بدون اغراق...

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۲۶
عطیه میرزاامیری

این دونفر، تنها افرادی هستند که به سر من هوس عاشق شدن می‌ندازند!


۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۶
عطیه میرزاامیری

فیلم در مورد بیماری دوقطبی‌ست. بیماری‌یی که شاید اطرافمان زیاد دیده باشیم و زود از آن رد شدیم... جدای از بازی به شدت خوب شهاب حسینی، موضوع جدید فیلم مخاطب را میخکوب می‌کرد و تا اواسط فیلم سخت می‌شد حدس زد که درمورد چه بیماری‌یی حرف می‌زنند. از روند خود فیلم و آن‌چه در آن می‌گذر چیز خاصی نمی‌گویم تا بیشتر برای دیدن‌اش راغب شوید. اما نکته‌ی خیلی خیلی قشنگی که فیلم داشت و در آخر داستان به صراحت نمایش داده‌شد این بود که؛ خیلی از آدم‌هایی که برچسب بیمار «روانی» روی آنها می‌گذاریم و دائم تحت نظر روان‌پزشک هستند و درکل دید مثبتی در موردشان وجود ندارد، خیلی سالم‌تر و امن‌تر از شخصیت‌های اصیل و تحصیل‌کرده‌ی جامعه هستند. دیدن این فیلم را از خودتان دریغ نکنید:)


۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۳
عطیه میرزاامیری

ریتم معمولی و موضوع تکراری. تنها پوئن مثبت این فیلم آهنگایی بود که توش خونده می‌شد!!!


۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۷
عطیه میرزاامیری

چطور من فیلم به این هیجانی رو اینقدر دیر دیدم؟در همین حد بگم که فیلم در مورد شخصیت های ضد اجتماعیه و خیلی هیجانی!


۱۰ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۳۳
عطیه میرزاامیری

یعنی واقعا من موندم نویسنده ی این فیلم،چه فکری در مورد دخترای شهرستانی اونم از نوع پزشکی خونش!کرده که نشسته این فیلمنامه رو سرهم کرده!مطمئنن کسی که وارد زندگی خوابگاهی نشده باشه یا اگه همکلاسی شهرستانی نداشته باشه،با دیدن این فیلم واقعا میترسه ازینکه بچه ش رو بفرسته یه شهر دیگه یا فکر میکنه کسایی که توی شهرای بزرگ درس میخونن،همش در حال گول خوردن هستن!!!!اگه این فیلم رو دیدید که هیچی!اگه ندیدید به هیچ وجه سمتش نرید.دیدن تام و جری نتیجه ی معقولانه تری داره نسبت به این فیلم!



۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۵
عطیه میرزاامیری
مرد ایده آلم را(هم ظاهری هم اخلاقی) در این فیلم پیدا کردم!!!


۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۲۰
عطیه میرزاامیری