تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

تلخ همچون چای سرد

تلخ منم،چایی یخ که هیچکس ندارد هوسش را

رابرت برتون نوشت:"من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم"


از وقتی بلاگفا به بیماری حذف آرشیو دچار شد،بعد از شش سال او را ترک کردم و به اینجا پناه آوردم...
لینک کوتاه شده ی وبم برای بلاگفا:http://goo.gl/6rPCvr

آدرس قبلیم:atiyee.blogfa.com

بر باد نرفته

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ق.ظ

یه روز نزدیک، کسیو دوست داشتم. بعد گاهی به خودم میومدم و به این فکر میکردم من این آدم رو از سر بی پناهی توی عشق دوست دارم یا واقعا دوستش دارم. مثل اسکارلت عادت به اشتباهی دوست داشتنش دارم یا این حس واقعیه. یه روز صبح قبل از باز کردن لپ تاپم، قبل از سر کشیدن لیوان شیرم، قبل از مسواک زدن دندونم، وقتی داشتم کلیپس به موهام میزدم، جلوی آینه به این فکر کردم من چی این ادم رو دوست دارم؟

دیدیم همه چیش رو.

بعد فکر کردم این همه چیه کمه.

من چیز خیلی کمی ازش دیدم.

برا همین همه چیشو دوست دارم.

چون این همه چیه، هیچی نبوده در برابر دوست داشتن کسی...

این همه چیه، کمه. خیلی کم.

بعد وقتی داشتم جلوی آینه مسواک میزدم انگار با هر تف کردنی یادم میفتاد که بله! منم اسکارلتم... میدونید چقدر وحشتناکه عادت به اشتباهی دوست داشتن کسی؟! ولی بذارید بگم که ماها یکی یه اسکارلت اوهارو درونمون داریم. باور کنید. تا برباد نرفتیم نجات بدیم خودمون رو.


موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۵
عطیه میرزاامیری

نظرات (۸)

کاش یه دستگاهی وچوداشت به نام عشق سنج میشد بفهمیم حسمون واقعیه یانه
پاسخ:
خودمون بهترین کسی هستیم که میتونیم این حس رو بفهمیم:)
خیلی قشنگ نوشته بودی
پاسخ:
ممنوووووون:)
یه دو سه سالی دیر این نوشته رو خوندم و بر باد که هیچ! به فنا رفتم!
قشنگ بود
به خصوص جمله آخر:)

پاسخ:
:)
آره صددرصد
اما بعضی وقتا داغیم نمیفهمیم:)
پاسخ:
آره دیگه. باید بالغ بشیم از یه جا ببعد.
۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۴۳ فـاطمـه نـظری
آخ عطیه! آخ که دقیقا همین احساس رو دارم...
خیلیم دلم میخواد از فکرش بیام بیرون، ولی چجوری؟

پاسخ:
خودت رو بیشتر از اون دوست داشته باش. همین.
۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۵۴ شاهزاده شب
گاهیم میدونیم اشتباهه
ولی نمیخوایم باور کنیم ...
پاسخ:
متاسفانه همینجوره.
میشیم برباد رفته:)
اولش انکار می کنی ولی آدم تا یه جایی میتونه فرار کنه دیگه...
این عریانی با خودت و آگاهی درد داره، خیلی هم درد داره  اما آخرش بهتر از الانه، مگه نه عطیه؟
پاسخ:
آخرش شیرینه گاهی
نوشته هاتون خیلی عالیه

به وبلاگ منم سربزنین خوشحال میشم :)

راستی توی کانالتونم عضوم عالیه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی